بررسی جامع آمدم دوباره سر گیرم ؛ تاریخ، جزئیات و حواشی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:17
این مطلب، مروری بر مهمترین نکات مربوط به آمدم دوباره از سر گیرم است. اینستا جای امنی برای دلنوشته نیست هر گزنتوانستم به اندازه اینجا دوستش داشته باشم .سر رشته کلام از دستم در رفته یادم نیست تا کجای زندگی ام را اظهار داشته بودم الان ساعت یک و بیست...اینستا جای امنی برای دلنوشته نیست هر گزنتوانستم ب...
همه چیز درباره سفرنامه قسمت ۸ ؛ بررسی کامل و نکات کلیدی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:17
همه آنچه لازم است درباره سفرنامه قسمت ۸ بدانید، در ادامه آمده است. بعد از صرف غذا منتظر بودیم که یک وانت ازین پشتشان بازاست آمد دنبال ما اظهار داشته بودم هوا به شدت سرد شده بود و همه جا برف بود سوز سردی میوزید ،یک مرد لاغر اندام و استخوانی آمد...بعد از صرف غذا منتظر بودیم که یک وانت ازین پشتشان بازا...
اطلاعات جامع درباره معلموماتی اندک باره وضعیت کنونی ما ؛ پاسخ به سوالات مهم
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:17
در این مطلب، اطلاعات کاربردی و مفیدی درباره معلموماتی اندک در باره وضعیت کنونی ما گردآوری شده است. مدت دوسال و هفت ماه در آلمان هستیم درین مدت دخترم دو کلاس یعنی کلاس سوم و چهارم را با بهترین نمرات حتا بهتر از بچه های المانی تمام کرد. و شامل مدرسه ی گیمنازیوم یعنی بلند رتبه...مدت دوسال و هفت ماه در ...
آموزش کامل پست قبل گمانم بلاگفا اندازه ها محدویت گذاشته ؛ بررسی کامل و نکات کلیدی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:17
در ادامه، هر آنچه درباره ادامه پست قبل گمانم بلاگفا برای اندازه پست ها محدویت گذاشته نیاز دارید را مرور خواهیم کرد. و آهان پسرم ،پسرم از ماه آینده رسما شامل مهدکودک میشود و به خاطر شکاف کام و لبش هم زیر نظر یک پروفیسور در کلینیک بزرگ فرانکفورت گوته یونیورسیتی میباشد. به هدایت پروفیسور هفته...و آهان ...
دغدغه های ذهنی
-
تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 11:10
من المان آمدم و خواهرم کاناداست این وسط بقیه خواهر برادرها تقریبا بی حامی ماندند . منظورم حمایت مالی نیست بیشتر نقش پدر ومادر را برایشان داشتیم اگرنه که خدا راشکر از پدرم مادیات آنقدر مانده که محتاج کسی نباشند + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۷ ساعت 2:19 توسط زن متاهل | Adblock test ...
ادامه پست قبلی
-
تاریخ: 1400/9/10 ساعت: 0:22
دلم میخواهد دوباره برگردم به وبلاگ،گم شوم پشت نقاب زن متاهل اینطوری بهتر و راحتر میتوانم از خود واقعی ام بنویسم . بعدالان چند سوال پیش میاد یکی اینکه دیگه از آن همه خواننده آیا کسی اینجا مونده ؟ اصلا
معلموماتی اندک در باره وضعیت کنونی ما
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 22:47
خوب بهتره در مورد شرایط فعلی کمی بنویسم تا دوباره حس نوشتنم برگرده بلکم ادامه داستان مهاجرت را از سر گیرم. مدت دوسال و هفت ماه در آلمان هستیم درین مدت دخترم دو کلاس یعنی کلاس سوم و چهارم را با بهترین
ادامه پست قبل گمانم بلاگفا برای اندازه پست ها محدویت گذاشته
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 22:47
همسرم هم زبانش خوب شده در حد اینکه به اکثر ادارات به خاطر کار ها ومسایل مربوطبه ما خودش تنهاییمیرودو مشکلاش را حل میکند. وفعلاهم سفت و سخت دارد برای گرفتن لیسانس رانندگی تلاش میکند. تا هنوز هیچ کدام
سفرنامه قسمت ۸
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 2:44
بسم الله شروع کنم ببینم چی میشه هرچه بیشتر میگذره نوشتن برام سخته بعد از صرف غذا منتظر بودیم که یک وانت ازین پشت بازها آمد دنبال ما گفته بودم هوا به شدت سرد شده بود و همه جا برف بود سوز سردی میوزید ،یک مرد لاغر اندام و استخوانی آمد داخل گفت سریع آماده شوید که همین امشب حرکته .همه این تعداد نفر را پش...
آمدم دوباره از سر گیرم
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 14:13
میخواهم دوباره شروع کنم نوشتن یادم رفته کلا ... اینستا جای امنی برای دلنوشته نیست هر گزنتوانستم به اندازه اینجا دوستش داشته باشم .سر رشته کلام از دستم در رفته یادم نیست تا کجای زندگی ام را گفته بودم الان ساعت یک و بیست پنج دقیقه شب است حوصله خواندن پست های قبل را هم ندارم . فقط میخواهم برای شروع از ...
روزانه ها
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 7:55
زندگی درینجا افتاده روی دور تند واقعا وقت کم میارم شهریور رسید دخترکم آخرین شمع یک عددی عمرش را فوت کرد دخترکم نه ساله شد باورم نمیشود یک تولد جانانه هم براش گرفتم یکی با دوستاش یکی با همکلاسی هاش در مدرسه. این روز هاوقتی از یک زاویه بیرون از خودم ،خودم را نگاه میکنم گاهی خوشحال میشم گاهی ناراحت . ا...
سفر نامه7
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 8:29
خوب برم دوباره سراغ سفرنامه: تا اونجا نوشتم که از کرمان سوار اتوبوس شدیم و به سمت فکر کنم شیراز حرکت کردیم هوا نسبتا سرد بود و نرم نرمک بیرون برف میبارید داخل اتوبوس گرم بود و ما هم خسته اتوبوس ساعت های فکر کنم 10 شب یود که راه افتاد مسافرین خواب بودند نصف شب بود که اتوبوس توقف کرد و یک پلیس بازرس د...
...
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 8:29
سلام ببخشید که کلی باز دوباره تنبلی میکنم وکلی کامنت بی جواب مونده رو دستم الان هم امدم یک کم رهنمایی ام کنید بچه ها میخواهم اینستا درست کنم البته وبلاگ فعلا ادمه داره فقط نمیدونن الان من کی ها را فالو کنم منظورم از دوستان وبلاگی ام است چون اونجا خودم هستم با احتمالا فامیل و اشنایان که دوست ندارم در...
سفر نامه 4
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
اینبار نیز اتوبوس شب را تا خود صبح براهش ادامه داد عصبانی بودم من اصلا نمیدانستم که باید کل پا.کستان را دور خودمان بچرخیم رهنما گفته بود شما را از مرز پا.ک.ستان تیر میکنم فکر کرده بودیم به اندازه یک ساعتی بیشتر داخل پا.ک.ستان نمیمانیم وگر نه حد اقل وی.زای پا.کستان را میگرفتیم. نزدیک های صبح کنار یک ...
روزمره گی
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
زندگی در کشور جدید دارد خوب سپری میشود .تا هنوز برایمان خانه شخصی ندادند ولی از کمپ عمومی هم ترانسفر شدیم به هایم که چندین خانواده در آن زندگی میکنیم هر خانواده یک اطاق خواب ویک اطاق غذا خوری شخصی داریم بقیه مشترک است زیاد خوب نیست چون کسانیکه با درین کمپ زندگی میکنند زیاد با من هم طبع نیستند ودیگه ...
سفر نامه 5
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
آنشب بعد از مدتها بهترین و خوشمزه ترین غذا را خوردیم برنج و مرغ ،منطقه نسبت به جاهای قبل امن بود وهمسر رفت نوشآبه هم خرید برای هردو فامیل یک اطاق داد ما با یک خانواده بودیم که بد بخت ها تمام عمرشانرا در ایران زندگی کرده بودند ولی اف.غان بودند به هوس ار.وپ.ا زندگی را به باد داده میروندکه سر مرز تر.کی...
روزمرگی
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
سلام دوستانم ببخشید که دیر مینویسم آنقدر درگیر زورمره ها هستم که اصلا وقت نمیکنم بنویسم صبح ها وقت بیدار میشم برای دخترک صبحانه میدم آماده اش میکنم یا خودم یا همسر میبریمش مدرسه بعد ساعت 7 همسر با پسرک غرق خوابند من و چندتا از خانم های همسایه میرویم ورزش و دوش کمتر رود خانه ای بزرگی که نزدیک ماست بع...
پست تکراری ...برای یاد اوری
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
این پست را در همان روز ها نوشته بودم برای یاد اوری دوباره میگذارم ........ کلی نوشته بودم پرید بالاخره از کشورم تا اینجا هفت خوان رستم را رد کردیم و خدا را شکر زنده به اینجا رسیدیم اینقدر سخت بود که هزار بار پشیمان شدم . نمونه از سختی هاش اینکه در مدت ده شبانه روز غذا مان نان و آب بود وگاهی هم بیسکو...
انترویو
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
سلام دوستان خوبم چی حال واحوال؟ کلی نوشتم در مورد این روزها واتفاقاتی که افتاده، در مورد خونه جدید که بعد از 8 ماه بی خانمانی به آرامش رسیدم در مورد خبر تلخ و دردناک فوت تنها عمه ام که برای رفتنش خیلی زود بود. متاسفانه همه نوشته هام پرید فقط میخواهم بگم دوشنبه انترویو داریم سخت محتاج دعا وانرژی مثبت...
روزانه ها
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:41
زندگی درینجا افتاده روی دور تند واقعا وقت کم میارم شهریور رسید دخترکم آخرین شمع یک عددی عمرش را فوت کرد دخترکم نه ساله شد باورم نمیشود یک تولد جانانه هم براش گرفتم یکی با دوستاش یکی با همکلاسی هاش در مدرسه. این روز هاوقتی از یک زاویه بیرون از خودم ،خودم را نگاه میکنم گاهی خوشحال میشم گاهی ناراحت . ا...